زیچ
(ص.) خوش طبع.
(زَ یا زِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نمو کردن، افزون شدن.
۲- (مص م.) نمو دادن.
۳- نامی است از نامهای مردان.
[ په. ] (ق.)
۱- پایین.
۲- صدای نازک. ؛~ بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن. ؛~ پا گذاشتن بی اعتنایی کردن، اهمیت ندادن. ؛ ~ چیزی را زدن آن را انکار کردن. ؛~سیبلی رد کردن نادیده گرفتن.
(کْ سْ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجارتی دستگاهی است که برای اولین بار فتوکپی به صورت خشک را متداول کرد، فتوکپی.