ساختگی کردن
(~. کَ دَ) (مص ل.) تهیه لوازم و وسایل.
(تَ) [ په. ] (مص مر.)
۱- بنا کردن.
۲- اختراع کردن.
۳- آفریدن.
۴- آماده کردن.
۵- پختن.
۶- جعل کردن.
۷- نواختن، ساز زدن.
۸- سازگاری کردن، تحمل کردن.
۹- (عا.) استعمال مواد مخدّر و نشئه شدن.
(تَ یا تِ) (ص مف.)
۱- بنا شده، درست شده.
۲- اختراع شده.
۳- آفریده.
۴- آماده.
۵- پخته.
۶- مصنوعی، جعلی.
۷- سازگار، متحد.