سازدهنی

(دَ هَ) (اِمر.) ساز بادی زبانه دار کوچکی به شکل مستطیل که به وسیله دم و بازدم نواخته می‌شود.

    سازش

    (زِ) (اِمص.)
    ۱- توافق، سازگاری.
    ۲- صلح.
    ۳- خوش رفتاری.

      سازشکار

      (زِ شْ) (ص فا.)
      ۱- آن که سازش می‌کند.
      ۲- اهل بند و بست.

        سازق

        (زِ)(اِ.) نوعی سقز که از شکاف درخت سرو به دست آید و چون آن را مشتعل کنند مانند مشعل می‌سوزد.

          سازگار

          (زْ) (ص فا.)
          ۱- سازش کننده.
          ۲- موافق.
          ۳- همآهنگ.
          ۴- گوارا.
          ۵- سزاوار.
          ۶- قانع، خرسند.

            سازمان

            (زْ) (اِمر.)۱ – مجموعه شعب و کارمندان یک اداره یا مؤسسه، تشکیلات.
            ۲- مجموعه هدف مندی که پیرو یک نظام است.
            ۳- ساختار.

              Scroll to Top