سدره نشین
(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کنایه از: فرشته مقرب.
(سَ دَ یا دِ) (اِمر.)
۱- یک صد سال، قرن.۲ – نام جشنی منسوب به هوشنگ، دومین پادشاه پیشدادی که آن را در روز دهم از ماه بهمن برگزار میکنند.
(سُ دَّ) [ ع. سده ] (اِ.)
۱- آن چه که بر آن نشینند مانند منبر.
۲- در خانه، پیشگاه.
۳- رواق خانه.
(سُ یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی است نقرهای، دارای جلای فلزی ولی در مجاورت اکسیژن خیلی زود کدر میگردد و آن چنان نرم است که با چاقو به آسانی بریده میشود و از آب سبک تراست.