(~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- رو به پایین رفتن. ۲- سرنگون گشتن.
(~.) ۱- (حامص.) سراشیبی. ۲- (اِ.) سراشیب.
(سَ سَ) (ق مر.) تمام، همه.
(سَ مَ یا مِ) (حامص.) آشفتگی، پریشانی.
(سَ مِ)(ص مر.)= سرآسیمه:هراسان، سرگردان، آشفته و سرگشته، پریشان حال.
(~.)(ق مر.) با عجله و شتاب.
(سَ شَ) (اِ.) پشه.
(سَ) (ص مر.) نک سرازیر.
(~.) (حامص.) نک سرازیری.
(سُ) (اِ.) ۱- نشان، علامت. ۲- نشان و رَدّ پا.