سرب

(س) [ ع. ] (اِ.)
۱- گله آهو، دسته پرندگان.
۲- دل، قلب.

    سرب

    (سُ) (اِ.) فلزی است نرم و چکش خور به رنگ خاکستری که در طبیعت به طور آزاد موجود نیست.

      سرب

      (سَ رَ) [ ع. ] (اِ.) راه زیرزمینی.

        سرباز

        (سَ) (ص مر.)
        ۱- هر یک از افراد سپاه و لشکر.
        ۲- چیزی که سرش باز باشد، سرگشاده.
        ۳- جایی که سقف نداشته باشد.

          سربال

          (س) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پیراهن، قمیص.
          ۲- پوشاک، جامه ؛ ج. سرابیل.

            سربتو

            (سَ. بِ) (ص مر.)
            ۱- سربه زیر، کم – حرف.
            ۲- متفکر.
            ۳- حیله گر.

              Scroll to Top