سراندن

(سُ دَ) (مص م.) سُر دادن، چیزی را روی زمین یا میز یا سطح همواری لغزاندن و به جلو راندن.

    سرانه

    (سَ نَ یا نِ)
    ۱- (ق مر.) یکی یکی.
    ۲- (اِ.) مالیاتی که از هر فرد گیرند.

      سرایت

      (سَ یَ) [ ع. سرایه ]
      ۱- (مص ل.) اثر کردن.
      ۲- (اِمص.) اثر، تأثیر.
      ۳- انتقال بیماری به دیگری.

        سرایدار

        (سَ) (ص فا.) خانه دار، دربان، آن که خانه را می‌پاید.

          سرایش

          (سَ یا سُ یِ)
          ۱- (اِمص.) سرودن.
          ۲- (اِ.) نغمه، سرود.

            سراینده

            (سَ یا سُ یَ دَ یا دِ) (ص فا.) سرودگوی، نغمه پرداز.

              سرایه

              (سَ یَ یا یِ)
              ۱- (اِمص.) سرودن.
              ۲- (اِ.) آواز دسته جمعی، کُر.

                Scroll to Top