سرخانه

(سَ نِ یا نَ) (ص مر.)
۱- کمال هر چیز؛ حد نصاب.
۲- آواز بلند. ؛ داماد ~دامادی که در خانه پدر و مادر عروس زندگی کند.

    سرخجه

    (سُ خِ جِ) (اِمصغ.) بیماری ای حاد و ساری که با دانه‌های سرخ رنگی روی پوست همراه است، سرخک.

      سرخس

      (سَ رَ) (اِ.) گیاهی است از رده نهان – زادان آوندی که سردسته گروهی از آن‌ها به نام گروه سرخس‌ها می‌باشد. این گیاه دارای ساقه‌های زیرزمینی است که از فواصل مختلف آن برگ‌های هوایی خارج می‌شوند.

        سرخک

        (سُ خَ) (اِ.) مرضی عفونی واگیر و همه گیر که مصونیت می‌دهد.

          سرخوان

          (سَ خا) (ص فا.) = سر خواننده:
          ۱- خواننده‌ای که به خواندن آغاز کند.
          ۲- کسی که پیش خوانی کند و دیگران ذکر گویند؛ سرذاکر.
          ۳- فاتحه که بر سر قبر مردگان خوانند.

            سرخوانی

            (~ خا)
            ۱- (حامص.) خواندن آواز پیش از آواز دیگران.
            ۲- سرودگویی، تغنی.
            ۳- خواندن سرنوشت کسان.
            ۴- پیش – خوانی تا دیگران ذکر گویند.
            ۵- استهزاء، تمسخر.
            ۶- فاتحه خوانی بر سر قبور مردگان.
            ۷- (اِ.) ابتدای خوانندگی، پیش درآمد.

              سرخور

              (سَ) (ص فا.) آن که بدقدم است و اطرافیانش زود می‌میرند.

                Scroll to Top