صفت مرکب سرسلسله (~. س س لِ) (ص مر.) [ فا – ع. ] بانی و مؤسس یک سلسله یا یک طایفه، رییس و پیشوا و بزرگتر یک فرقه مذهبی.
اسم مرکب سرشاخ (~.) (اِمر.) ۱- نوک شاخه درخت. ۲- شاخه باریک و نازک. ۳- نوک شاخ حیوان. ۴- گلاویز شدن دو کشتی گیر با هم.