سرشته

(س رِ تِ) (ص مف.)
۱- آمیخته، آغشته.
۲- خمیر گشته.
۳- آفریده.

    سرشو(ی)

    (سَ) = سرشوینده:
    ۱- (ص فا.) آن که سر دیگری را بشوید.
    ۲- سرتراش، حجام.
    ۳- (اِمر.) نوعی گل سفید رنگ که بدان سر و بدن را شویند؛ گل سرشوی.

      سرشیر

      (~.) (اِمر.) چربی ای که روی شیر که نخست گرم و سپس سرد شده باشد بندد، مایه.

        Scroll to Top