سرگیجه

(~. جِ) (اِمر.) حالتی که به انسان دست می‌دهد و تصور می‌کند که همه چیز دور او می‌چرخد.

    سرگین

    (س یا سَ) [ په. ] (اِ.) فضله چارپایان، پهن، تاپاله.

      سرلاد

      (سَ) (اِمر.) = سرلاد: رده فوقانی دیوار، سر دیوار؛ مق. بنلاد. دیوار.

        سرم

        (س رُ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- خون آبکی.
        ۲- دارویی مایع حاوی مواد قندی یا ویتامین‌ها یا سایر داروهای حیاتی که جهت جلوگیری از بیماری یا برای ادامه حیات از محفظه‌ای شیشه‌ای یا پلاستیکی به وسیله لوله پلاستیکی توسط سرنگ مخصوص از طریق سرخ رگ به بدن بیمار تزریق می‌شود.

          سرم دست

          (س رَ. دَ) [ تر – فا. ] (ص مر.) کسی که از کار کردن زیاد دستهایش پینه بسته باشد.

            Scroll to Top