ادرار

( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) روان ساختن، جاری کردن.
۲- (اِ.) وظیفه، مقرری.
۳- (عا.) بول، شاش.

    ادعاء

    (اِ دِّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- دعوی کردن، مدعی شدن.
    ۲- نام و نسب خویش گفتن پیش حریف در کارزار.
    ۳- آرزو کردن.

      ادعانامه

      (~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
      ۱- هر نوشته‌ای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد.
      ۲- نوشته‌ای رسمی که به وسیله آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات می‌کند، کیفرخواست.

        ادغام

        ( اِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- در هم فشردن و فرو بردن دو چیز.
        ۲- حرفی را در حرف دیگر آمیختن.

          ادکلن

          (اُ دُ کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مایع خوشبو کننده‌ای مرکب از آب، الکل و عطرهای مختلف مأخوذ از شهر کلن آلمان که مرکز ساخت آب‌های معطر است.

            پیمایش به بالا