سفاله

(سُ لَ یا لِ) [ ع. سفاله ] (اِ.) ته و فرود چیزی.

    سفاهت

    (س هَ) [ ع. سفاهه ]
    ۱- (مص ل.)بی – خردی کردن.
    ۲- (اِمص.) بی خردی.

      سفاین

      (سَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ سفینه.
      ۱- کشتی‌ها.
      ۲- دفاتر.

        سفت

        (سُ یا س) [ په. ] (اِ.) دوش، کتف.

          سفت زن

          (س زَ) (ص فا.) (عا.) کسی که در مباشرت قوی بود، آن که به نیرو جماع کند.

            سفت کاری

            (~.) (حامص.) انجام دادن کارهای پی سازی، دیوارچینی و پوشاندن سقف ساختمان. مق نازک کاری.

              Scroll to Top