سگدست

(~. دَ) (اِمر.) میله‌ای فلزی که حرکت را از فرمان به چرخ‌ها منتقل می‌کند.

    سگسار

    (سَ) (ص مر.)
    ۱- آن که سری شبیه به سگ دارد.۲ – مجازاً: حریص.
    ۳- دنیا – پرست.

      سگک

      (سَ گَ) (اِمصغ.) نوعی قلاب چهار – گوش یا نیم دایره یا گرد برای بستن کفش، کیف، کمربند و…

        سل

        (سَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- برکشیدن شمشیر، کارد و غیره.
        ۲- بریدن رگ.
        ۳- داغ کردن. مخصوصاً داغ کردن شریان صدغ که درد شقیقه و خیالات و منع نزول آب را نافع است.

          سل

          (~.) [ ع. ] (اِ.) ظرفی که در روی طعام و جز آن نهند؛ ج. سلال.

            سل

            (~.) (اِ.)
            ۱- پُل چوبی.
            ۲- قایق.

              سل

              (سُ) [ فر. ] (اِ.) پنجمین نُت از نُت‌های هفتگانه موسیقی.

                Scroll to Top