سل

(~.) [ هند. ] (اِ.) = سیل. شل: سلاحی است مانند زوبین هندوان را.

    سل

    (~.) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آن چه بیرون کشیده شود از چیزی.
    ۲- نطفه.

      سل

      (س) (اِ.) مرضی است عفونی و واگیردار که بیشتر ریه و غدد لنفاوی به آن دچار می‌شوند. عامل آن باسیلی است به نام باسیل کخ.

        سل

        (~.) [ ع. ] (ص.) مرد دندان ریخته.

          سلاب

          (س) [ ع. ] (اِ.) جامه سیاه، جامه ماتم.

            سلاخ

            (سَ لّ) [ ع. ] (ص.) کسی که پوست حیوانات ذبح شده را می‌کند.

              Scroll to Top