سندیکا

(سَ) [ فر. ] (اِ.) اتحادیه صنفی برای دفاع از منافع اقتصادی مشترک افراد یک صنف.

    سنقر

    (سُ قُ) [ تر. ] (اِ.) = سنقور:
    ۱- یکی از گونه‌های باز مناطق سردسیر. پرنده‌ای است بسیار زیبا و خوش خط و خال که لانه اش را در شکاف سنگ‌ها و صخره‌های مرتفع و غیرقابل عبور تهیه می‌کند. جزو بازهای سیاه چشم و از انواع دیگر بازها درشت تر و قوی تر است. شنقار.
    ۲- در موسیقی خط اتحادی است که ضرب ضعیف یا قسمت ضعیف ضرب را به ضرب قوی یا قسمت قوی ضرب دیگر مربوط و متحد می‌سازد. ؛نت ~ شده نتی که قوت خود را از دست داده.

      سنگ

      (سَ) [ په. ]
      ۱- (ص.) وقار، اعتبار.
      ۲- (ق) آهستگی، آرامش.
      ۳- نام عمومی مواد کانی است که به طور طبیعی به یکدیگر چسبیده و متراکم شده‌است و در نتیجه توده نسبتاً سفتی را به وجود آورده‌است.
      ۴- وزنه‌ای جهت سنجش سنگینی.
      ۵- دو قطعه سنگ به ابعاد کوچک تر از سنگ آسیاب با حلقه‌ای در میان آن‌ها که زورخانه کاران به پشت خوابند و حلقه‌ها را به دست گیرند و سنگ‌ها را بالا و پایین برند. ؛از ~چشمه تراشیدن کنایه از: کار بیهوده انجام دادن. ؛ ~ُ سبو کردن کنایه از: متضاد بودن، ناساز بودن. ؛~ کسی را به سینه زدن کنایه از: طرفداری و دلسوزی کردن از کسی بیش از خود او. ؛ ~مفت گنجشگ مفت کنایه از:استفاده از فرصت‌های مناسب.

        سنگ بسته

        (~. بَ تِ) (ص مف.) = سنگ – بست:
        ۱- محوطه‌ای که با دیوار سنگی احاطه کرده باشند؛ سنگچین.
        ۲- استوار، محکم.

          سنگ تراش

          (~. تَ)
          ۱- (ص فا.) کسی که کارش کندن، تراشیدن، صیقلی کردن و شکل دادن سنگ هاست.
          ۲- (اِمر.) صورت فلکی کوچکی در آسمان نیم کره جنوبی.

            سنگ دوزی

            (~.) (اِمر.) طرح زینتی که با مهره، منجوق، پولک و سنگ‌های درخشان بر روی لباس دوخته می‌شود.

              Scroll to Top