سنگ سپاهان

(سَ گِ س)(اِمر.) سنگ سرمه، که سُرمه سپاهان معروف بوده و برای درمان و شفای چشم از آن استفاده می‌کردند.

    سنگ صبور

    (~ صَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
    ۱- سنگ اساتیری که غم‌های مردم را می‌شنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است).
    ۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.

      سنگ فرش

      (سَ نْ. فَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) زمینی که روی آن را با سنگ مفروش کرده باشند.

        سنگ نوشته

        (سَ. نِ وِ تِ) (اِمر.) سنگی که بر روی آن نوشته‌ای را کنده باشند، کتیبه سنگی.

          سنگاب

          (~.) (اِمر.) ظرف بزرگ آب از جنس سنگ که در مساجد و جاهایی مانند آن قرار می‌دادند.

            سنگدان

            (~.) (اِمر.) بخشی از لوله گوارش پرندگان و بسیاری از مهره داران که دارای الیاف ماهیچه‌ای قوی و سخت است جهت خرد کردن مواد غذایی.

              سنگدوله

              (~. لِ یا لَ) (اِمر.) گردباد، اعصار. سنگر (سَ گَ) (اِ.) پناهگاه، پناهگاهی به شکل گودال در زمین یا دیواری ساخته شده از سنگ و کیسه‌های پُر از شن.

                Scroll to Top