سنگسار

(سَ) (اِمر.) محکومی که او را تا کمر در خاک فرو می‌کردند و آن قدر با سنگ بر سر و رویش می‌کوفتند تا بمیرد.

    سنگک

    (سَ گَ) (اِ.)۱ – نانی که بر روی سنگ -‌های خردوداغ در داخل تنور می‌پزند.۲ – سنگ کوچک.
    ۳- تگرگ.
    ۴- ژاله.

      سنگواره

      (سَ رَ یا رِ) (اِمر.) فسیل، بقایای موجودات زنده گذشته‌های دور که به صورت سنگ درآمده باشد.

        سنگین

        (سَ) (ص نسب.)
        ۱- از جنس سنگ.
        ۲- ثقیل، گران.
        ۳- باوقار.
        ۴- اثری هنری که فهمیدنش بر هر کسی ممکن نباشد.

          سنن

          (سُ نَ) [ ع. ] (اِ.) روش‌ها، رسم‌ها. جِ سنت.

            سنه

            (س نَ یا نِ) [ ع. سنه ] (اِ.)
            ۱- اول خواب، چرت.
            ۲- غفلت.

              سنه

              (~.) [ ع. سنه ] (اِ.) سال، یک سال.

                Scroll to Top