سودخور
(خُ) (ص فا.) رباخوار.
(دِ یا دَ)
۱- (ص مف.) ساییده شده، لمس شده.
۲- کوفته.
۳- ریز شده، خرد شده.
۴- گداخته، مذاب.
۵- حک شده.
۶- محو شده.
۷- سوراخ شده، سفته.
۸- خرج شده.
۹- (اِ.) گرد و غبار.
(سُ) [ ع. سؤر ] (اِ.) پس مانده طعام و شراب. (?(سور (ص.) = سول: اسب و استر و خری که خط سیاهی از کاکل تا دمش کشیده باشد.