سودن

(دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- ساییدن، لمس کردن.
۲- کوبیدن و خرد کردن.
۳- فرسودن.
۴- سوراخ کردن.

    سوده

    (دِ یا دَ)
    ۱- (ص مف.) ساییده شده، لمس شده.
    ۲- کوفته.
    ۳- ریز شده، خرد شده.
    ۴- گداخته، مذاب.
    ۵- حک شده.
    ۶- محو شده.
    ۷- سوراخ شده، سفته.
    ۸- خرج شده.
    ۹- (اِ.) گرد و غبار.

      سور

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- جشن، ضیافت.
      ۲- عروسی.

        سور

        [ ع. ] (اِ.) دیوار گرداگرد شهر. ج. اسوار و سیران.

          سور

          (سُ) [ ع. سؤر ] (اِ.) پس مانده طعام و شراب. (?(سور (ص.) = سول: اسب و استر و خری که خط سیاهی از کاکل تا دمش کشیده باشد.

            Scroll to Top