سوزن

(زَ) [ په. ] (اِ.)
۱- میله کوچک فلزی و نوک تیز که ته آن سوراخی دارد، نخ را از آن بگذرانند و آن در دوخت و دوز به کار می‌رود.
۲- میله‌ای که در اسلحه آتشی به فشنگ برخورد کرده آن را محترق سازد.
۳- (عا.) آمپول، سرنگ. ؛ جای ~سوزن انداختن نیست کنایه از: ازدحام و شلوغی جمعیت.

    سوزنده

    (زَ دِ یا دَ) (ص فا.)
    ۱- آن که یا آن چه سوزد.
    ۲- گرم.
    ۳- سوزاننده.

      سوزنی

      (زَ) (اِمر.) پارچه‌ای از مخمل، شال یا ترمه که سوزن کاری شده باشد.

        سوزه

        (~.) (اِ.) تریز جامه، تک پارچه‌ای که در زیر بغل پیراهن یا میان شلوار دوزند.

          سوزیان

          ۱ – (اِمر.)نفع و ضرر.۲ – مال و سرمایه.
          ۳- نیک و بد.
          ۴- راز.
          ۵- نام وننگ.
          ۶- سوغات.
          ۷- (ص مر.) مهربان، غمخوار.

            سوژه

            (ژِ) [ فر. ] (اِ.) موضوع، آن چه که درباره آن بحث یا آزمایش کنند.

              سوس

              [ ع. ] (اِ.) بیب، کرمی که پارچه‌های پشمی و ابریشمی را تباه کند.

                Scroll to Top