سیخ پر

(پَ) (ص مر.) بچه پرنده که هنوز پرش خوب برنیامده و مانند خاری به نظر آید.

    سید

    (سَ یِّ) [ ع. ] (ص.) سرور، آقا، افرادی که نسب شان به پیغمبر (ص) می‌رسد. ؛~المرسلین سرور فرستادگان (خدا) لقب محمد رسوالله (ص). ؛~ُالشُهَدا الف – سرور شهیدان. ب – لقب حمزه عموی پیامبر اسلام. ج – به ویژه لقب امام حسین (ع) امام سوم شیعیان.

      سیده

      (سَ یِّ دَ یا دِ) [ ع. سیده ] (ص.) مؤنث سید.

        سیر

        (س یَ) [ ع. ] (اِ.) جِ سیرت ؛ روش‌ها.

          سیر

          (اِ.) واحدی برای وزن برابر با ۷۵ گرم.

            سیر

            (پس.) پسوندی است دال بر مکان: سردسیر.

              سیر

              [ په. ] (اِ.) گیاهی است از تیره سوسنی‌ها، علفی و پیازدار که شامل برگ‌های باریک دراز است. قسمت مورد استفاده آن همان قسمت غده‌های زیرزمینی وی است. برای سیر در تداوی اثر ضدعفونی کننده و اشتهاآور و ضد کرم و کم کننده فشار خون ذکر شده‌است. به علت وجود ماده گوگرددار در اسانس سیر بوی بدی از آن استشمام می‌شود. ؛ ~در لوزینه نهادن کنایه از: فریب دادن. ؛ از ~تا پیاز کنایه از: همه چیز، تمام یک مطلب با جزییات آن.

                سیر

                (سَ یا س) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) راه رفتن، گردش کردن.
                ۲- (اِمص.) رفتار، گردش، حرکت.

                  Scroll to Top