شاخ شانه
(خْ نِ) (اِمر.) قسمی از گدایان که شاخ گوسفندی در یک دست و شانهای در یک دست دیگر میگرفتند و آن شانه را بر شاخ میکشیدند تا صدای ناهنجاری برآید و مردم از آن صدا به ستوه آمده چیزی به آنها بدهند.
(خْ نِ) (اِمر.) قسمی از گدایان که شاخ گوسفندی در یک دست و شانهای در یک دست دیگر میگرفتند و آن شانه را بر شاخ میکشیدند تا صدای ناهنجاری برآید و مردم از آن صدا به ستوه آمده چیزی به آنها بدهند.
(ص فا.) = شاخ دارنده:
۱- حیوانی که شاخ دارد.
۲- تنه درختی که دارای شاخه باشد؛ شاخه دار.
۳- دیوث، قلتیان.
۴- نقره پاک، سیم بی غش.
(اِمر.)
۱- قسمت بالای درخت که پُر شاخه باشد.
۲- جای انبوهی از درختان بسیار شاخ.
۳- شاخه درخت.
(خِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) برآمده، مرتفع.
۲- برجسته، ممتاز.
۳- (اِ.) نمودار.
۴- نمونه، الگو، سرمشق.
۵- عددی که میانگین ارزش مجموعهای از اقلام مرتبط با یکدیگر را برحسب درصدی از همان میانگین در فاصله زمانی دو تاریخ بیان کند.
(خَ یا خِ) (اِ.)
۱- شاخه درخت.
۲- شعبه.
۳- بخش فرعی جدا شده از یک مجموعه اصلی.
۴- واحد شمارش تیرآهن، نبات و مانند آن.
۵- جام شراب که به شکل شاخ بود.