(دُ شَ) (ص مر.) بشاش و سرحال.
(ص مر.) تازه، با طراوت، مسرور.
(ص مر.) شاد و خوشحال، خرم، مسرور.
(بَ) (ص مر.) کسی که قسمت و بهره اش از دنیا شادی است.
(خَ) [ ع. شادخه ] (ص.) سفیدی پیشانی اسب، که تا بینی آن رسیده با شد.
(خا) ۱- (ص فا.) خوشگذران. ۲- شراب خوار. ۳- (ص.) خوشحال، شادمان.
(رَ) (ص مر.) مرحوم، آمرزیده.
(دُ یا دَ رْ) [ په. ] (اِ.) ۱- چادر، سراپرده بزرگ. ۲- فرش گران بها. ۳- شاه نشین.
(ص مر.) خوشحال، کامروا، کامران.
(نِ) (اِمر.) ۱- پشتی، تکیه گاه. ۲- بالاپوش، جبه. ۳- تُشک.