شادمان

۱ – (ص مر.) شاد، شادان، خوشحال.
۲- (ق.) از روی شادی با خوشحالی.

    شادمانه

    (نِ یا نَ)
    ۱- (ص مر.) شادمان.
    ۲- (اِ.)جشنی که از روی شادی و نشاط گیرند.

      شادورد

      (دْ وَ رْ) (اِ.)
      ۱- گستردنی، فرش.
      ۲- هاله، خرمن ماه.
      ۳- تخت پادشاهی.
      ۴- پرده‌ای از موسیقی قدیم.

        شادیانه

        (نِ یا نَ)
        ۱- (اِمر.) آن چه از روی شادی باشد.
        ۲- (ص.) شاد.
        ۳- (اِ.) عیش، طرب.

          شار

          (اِ.)
          ۱- شهر.
          ۲- کشور، مملکت: ایرانشار (ایرانشهر).

            شار

            (اِ.) غل و غشی که در طلا و نقره و چیزهای دیگر کنند.

              Scroll to Top