شاه نشین

(نِ) (اِمر.)
۱- تخت، جای نشستن شاه.
۲- قسمتی از اتاق که سطح آن بالاتر از قسمت‌های دیگر بود، مخصوص نشستن بزرگان.

    شاهباز

    (اِمر.) = شهباز: گونه‌ای باز بزرگِ شکاری به رنگ‌های زرد و سفید.

      شاهپر

      (پَ) (اِمر.) = شهپر: بزرگترین پر در بال طیور؛ شاهبال، شهپر.

        شاهجانی

        (ص نسب.)
        ۱- منسوب به شاهجان (شهر مرو).
        ۲- پارچه‌ای لطیف که در شهر مرو بافته می‌شد.
        ۳- پارچه لطیف (مطلقاً).

          شاهد

          (هِ) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) گواه، گواهی دهنده.
          ۲- (اِ.) مثال.
          ۳- خوبروی. ج. شهود.

            شاهدانه

            (نِ) [ په. ] (اِمر.) = شهدانه. شاهدانج: گیاهی است از تیره گزنه‌ها، دو پایه، علفی، یکساله و دارای گونه‌های مختلف است. از دانه شاهدانه روغنی با بوی قوی و نامطبوع حاصل می‌گردد که به مصرف تهیه صابون‌های نرم و سوخت می‌رسد. از سر شاخه‌های گلدار آن بنگ و جرس گرفته می‌شود و کلمه حشیش نیز به سر شاخه‌های گل دار و همچنین فرآورده‌های آن اطلاق می‌شود.

              Scroll to Top