(هِ وَ) [ ع. فا. ] (ص مر. اِمر.) خوب – روی، خوش سیما.
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) مشهور، معروف.
(اِمر.) راهی که وسعت دارد، راه عام، جاده اصلی و بزرگ.
(رَ) (اِمر.) شریانی است ضخیم که خون را از قلب به سر میرساند، رگ گردن. حبل الورید.
(اِمر.) ۱- رود بزرگ. ۲- نوعی ساز.
(سَ) (اِمر.) ۱- سوار دلاور و چالاک. ۲- اسب شاه.
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) بلند، مرتفع.
(اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.
(هَ) (اِ. ص.) لقب شاه ایران، شاه شاهان، پادشاه بزرگ، شاهنشه و شهنشه نیز گویند.
(هَ) (اِمر.) ملکه زنبور عسل.