شب چراغ

(~. چِ) (اِمر.)
۱- هر گوهر آبدار و درخشنده.
۲- کرم شب تاب.
۳- چراغانی.

    شب خواب

    (شَ خا) (ص فا.)
    ۱- آن که در شب جایی بخوابد.
    ۲- مجازاً: روسپی که شب نزد کسی خوابد (مق. تک خواب).
    ۳- مردی که شبی با روسپی بیتوته کند.

      شب رنگ

      (شَ. رَ) (ص مر.)
      ۱- دارای رنگ تیره.
      ۲- اسب تیره رنگ.
      ۳- (اِ.) سنگی است سیاه.

        شب زنده دار

        (~. زِ دِ) (ص فا.) آن که شب را بیدار ماند. (به جهت عبادت، عشق، دزدی).

          شب غریب

          (شَ غَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

            Scroll to Top