شجاع

(شُ) (اِ.) از صورت‌های فلکی جنوبی.

    شجانیده

    (شَ دَ یا دِ) (ص مف.)
    ۱- سرما داده.
    ۲- سرما خورده.

      شجر

      (شَ جَ) [ ع. ] (اِ.) درخت. ج. اشجار.

        شجری

        (شَ جَ) [ ع. ] (ص نسب.)
        ۱- منسوب به شجر؛ درختی، به شکل درخت.
        ۲- (اِ.) نوعی خط با حساب ابجد که آن را خط «سروی» هم نامند زیرا حروف آن به شکل درخت یا درخت سرو درمی آید و شباهت به خط میخی دارد و بسته به توافق طرفین خطوط مایل راست و چپ را شاخص کلمه یا حرف قرار می‌دهند.

          شجن

          (شَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- اندوه.
          ۲- شاخه.

            Scroll to Top