شش وپنج

(ش شُ پَ) (اِمر.)
۱- اصطلاحی است در بازی نرد که یک تاس شش و یک تاس پنج بیاید.
۲- کنایه از: قمار و هر چیزی که در معرض تلف باشد.

    ششدر

    (~. دَ) (اِمر.)
    ۱- هرچیز دارای شش در و شش جهت.
    ۲- در بازی نرد چنان است که یکی از بازیکنان، شش خانه مقابل مهره‌های حریف را گرفته باشد و او نتواند مهره‌های خود را حرکت دهد.
    ۳- (کن.) بسته بودن راه خروج و نجات.

      ششدره

      (ش دَ رَ یا رِ) (اِ.)
      ۱- شش جهت.
      ۲- محل هلاک.
      ۳- عجز، زبونی.

        ششلیک

        (ش) [ تر. ] (اِمر.) نوعی خوراک از گوشت که به سیخ می‌کشند و روی آتش کباب می‌کنند.

          ششه

          (شَ شَ یا ش ش) (اِمر.) شش روز بعد از عید رمضان، که روزه داشتن در آن شش روز سنت است.

            شصت

            (شَ) (اِ.)پنجاه به علاوه ده (۶۰)، شش ده تا.

              شط

              (شَ طّ) [ ع. ] (اِ.) رود بزرگ که وارد دریا شود. ج. شطوط.

                شطار

                (شَ طّ) [ ع. ] (ص.)
                ۱- شطرنج باز.
                ۲- قمارباز.

                  Scroll to Top