شطار
(~.) [ ع. ] (ص.)
۱- بسیار زیرک.
۲- بسیار خبیثت.
۳- چاقوکش.
(شَ رَ) [ ع. شطاره ]
۱- (مص ل.) شوخ و بی باک شدن.
۲- (اِمص.) شوخی، بی باکی، چالاکی، زرنگی.
۳- ترک موافقت مردمان به سبب خباثت و لئامت.
(شَ رَ) [ معر. ] (اِ.) = شترنگ: نوعی بازی فکری به وسیله مهرههایی با نامهای شاه، وزیر، اسب، رخ، فیل، سرباز.
(ش) [ ع. ] (اِ.)
۱- نشانه، علامت.
۲- نشانهای مخصوص که گروهی از مردم به وسیله آن یکدیگر را بشناسند.
۳- لباس زیر.
۴- رسم، عادت.
(شُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نور خورشید.
۲- روشنایی، پرتو.
۳- نصف قطر، خطی مستقیم از مرکز دایره به نقطهای از محیط دایره.