شفته

(شَ تَ یا تِ) (اِ.) بیضه مانندی است از ریسمان که بر دوک پیچیده شود.

    شفته

    (ش تِ) (اِ.) مخلوطی از آب و آهک و خاک و شن که در پی ریزی ساختمان به کار می‌رود.

      شفره

      (شَ رَ یا رِ) [ ع. شفره ] (اِ.)
      ۱- کارد بزرگ و پهن.
      ۲- تیزی شمشیر.

        شفش

        (شَ) (اِ.) نی و چوبی که حلاج پنبه را با آن می‌زند.

          شفش

          (~.) (اِ.)
          ۱- شاخ درخت.
          ۲- شوشه، شفشه.

            شفشاهنگ

            (شَ هَ) (اِ.)۱ – آهن یا فولاد سوراخ سوراخ که زرگران به وسیله آن طلا و نقره را می‌کشند تا ب ه صورت سیمی باریک درآید.
            ۲- کمان حلاجی.
            ۳- شاخسار.

              شفشه

              (~.) (اِ.) موی چندی از کاکل و زلف معشوق که بر روی او افتاده باشد.

                شفشه

                (شَ ش) (اِ.)
                ۱- شوشه طلا و نقره.
                ۲- شاخه راست و نازک درخت.
                ۳- چوبی که حلاجان با آن پنبه زنند.

                  Scroll to Top