شغب
(شَ غَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) برانگیختن فتنه و فساد.
۲- (اِ.) آشوب، شور و غوغا.
(ش) [ ع. شفاء ]
۱- (مص ل.) تندرستی یافتن پس از بیماری.
۲- (اِمص.) بهبودی، تندرستی.
۳- (اِ.) درمان.
(شَ عَ) [ ع. شفاعه ]
۱- (مص ل.) خواهش کردن.
۲- درخواست بخشش یا کمک کردن از کسی برای دیگری.
۳- (اِمص.) خواهش.
(شَ) (اِمر.) درختی از تیره گل سرخیان که از گونههای هلو به شمار میرود. میوه اش از هلو کوچک تر است. گل، برگ و دیگر اجزای این گیاه مانند هلوست.