ارخلق
(اَ خَ لُ) [ تر. ] (اِ.) نک ارخالق.
(اُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) فرمان، دستور ؛ ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.
(اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از پی درآمدن، پیروی کردن، در پی کسی رفتن.
۲- (مص م.) از پی درآوردن، سپس نشاندن، به ترک نشاندن. ؛ ~نجوم: از پس یکدیگر برآمدن ستارگان.
(اُ دَ) [ تر. ] (اِ.) مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا میکند و در هوا نیز پرواز میکند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.
(~.) (اِمر.) جزو ماهیان استخوانی دریازی است. پوست بدنش پوشیده از فلس است و حلال گوشت میباشد.