اردنگی

(اُ دَ) (اِ.) (عا.) لگدی که با نوک پا بر کفل کسی بزنند، تیپا، ضربه با پا.

    ارده

    (اَ دِ) (اِ.) کنجد کوبیده که با شیره یا عسل می‌خورند.

      اردو

      ( اُ ) [ تر – مغ ] (اِ.)
      ۱- گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند.
      ۲- لشکرگاه، محل لشکر.۳ – محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا می‌روند.

        اردو

        (~.) (اِ.) زبان مردم پاکستان و بخشی از هندوستان، که مرکب از فارسی، عربی و هندی است.

          اردور

          (اُ دُ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی معمولاً اشتهاآور که قبل از غذای اصلی خورده شود، پیش غذا. (فره).

            اردیبهشت

            (اُ یا اَ بِ هِ) (اِ.)
            ۱- نام یکی از امشاسپندان.
            ۲- دومین ماه از سال خورشیدی.
            ۳- سومین روز از هر ماه شمسی ایرانی.

              ارذال

              (اَ ذَ یا ذِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رذل ؛ فرومایگان، ناکسان.

                پیمایش به بالا