شکاری

(~.) (ص نسب.)
۱- هر چیز منسوب و مربوط به شکار.
۲- قالبی که نقش آن منظره شکارگاه باشد.
۳- (ص.) شکار کننده.

    شکافتن

    (ش تَ) [ په. ]
    ۱- (مص م.) چاک دادن، پاره کردن.
    ۲- شکستن.
    ۳- (مص ل.) پاره شدن، شق شدن.

      شکافته

      (ش تَ تِ) (ص مف.)۱ – چاک خورده، پاره شده.
      ۲- شکسته.

        شکاک

        (شَ کّ) [ ع. ] (ص.) بسیار شک کننده.

          شکایت

          (ش یَ) [ ع. شکایه ]
          ۱- (مص ل.) گله کردن از کسی نزد دیگری.
          ۲- (اِمص.) داد – خواهی.

            Scroll to Top