شمعدانی

(شَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) گیاهی است از رده دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ. گل‌هایش زیبا و به رنگ‌های سرخ یا صورتی یا ارغوانی یا سفید. از گل‌های زینتی است و قلمه آن را در گلدان یا باغچه می‌کارند.

    شمعک

    (شَ عَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
    ۱- شمع کوچک.
    ۲- ستونی کوچک برای محافظت بنا یا دیوار مشکوکی که بیم خرابی آن رود.

      شمل

      (شَ مَ) (اِ.) چارق، کفش چرمی ساده.

        شمل

        (شَ مْ یا مَ) [ ع. ] (اِ.) گروه، جماعت.

          شمن

          (شَ مَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- راهب بودایی یا برهمایی.
          ۲- بت پرست.

            شمنده

            (شَ مَ دِ) (ص فا.)
            ۱- رمنده، ترسنده.
            ۲- بیهوش شونده.
            ۳- آشفته شونده.

              شمه

              (شَ مَّ) [ ع. شمه ] (اِ.)
              ۱- بوی خوش.
              ۲- اندک، کم.

                شمه

                (ش مَ) (اِ.)
                ۱- اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند.
                ۲- سرشیر.

                  Scroll to Top