شهر
(شَ) [ په. ] (اِ.)
۱- آبادیی که جمعیت زیاد، خانهها، مغازهها و خیابانهای بزرگ و وسیع داشته باشد.
۲- کشور. ؛ ~ هرت کنایه از: شهری که در آن نظم و قانون نیست.
(شَ) [ په. ] (اِ.)
۱- آبادیی که جمعیت زیاد، خانهها، مغازهها و خیابانهای بزرگ و وسیع داشته باشد.
۲- کشور. ؛ ~ هرت کنایه از: شهری که در آن نظم و قانون نیست.
(شَ ر فَ رَ) (اِمر.) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچه آن فیلم یا تصویری را که به وسیله ذره بین بزرگ شده بود تماشا میکرد.
(~.) (ص فا.)
۱- دارنده جمال و زیبایی بسیار که در حسن و جمال فتنه شهر باشد.
۲- یکی از آهنگهای موسیقی.
(~.) (حامص. اِمر.) ادارهای که وظیفه آن حفظ امنیت شهر و استقرار نظم و تعقیب بزهکاران است و آن تابع وزارت کشور است، نظمیه.
(~. بَ)
۱- (اِمر.) دیوار دور شهر.
۲- زندان.
۳- (ص مر.) زندانی.
۴- کسی که در محاصره افتاده باشد.