آبغوره

(رِ) (اِمر.) آبی که از غوره انگور گیرند. ؛ ~گرفتن کنایه از: گریه کردن.

    آبکار

    (ص مر.)۱ – سقا.
    ۲- شرابخوار.۳ – ساقی.
    ۴- باده فروش.
    ۵- نگین ساز.
    ۶- آبیاری مزرعه.
    ۷- کسی که فلزات را آب می‌دهد.

      آبکش

      (کِ)
      ۱- (ص فا.) کسی که از چاه آب می‌کشد.
      ۲- سقا.
      ۳- (اِ.) ظرفی سوراخ سوراخ از جنس مس یا روی که با آن آب برنج نیم پخته را کشیده آماده دم کردن می‌کنند.
      ۴- لوله -‌هایی در گیاه دارای سوراخ‌های ذره بینی بسیار که در میان آن‌ها صفحه‌هایی مانند غربال است.

        پیمایش به بالا