آبسه

(س ِ) [ فر. ] (اِ.) ورم عفونی در لثه یا هر نقطه‌ای از بدن، دمل.

    آبشار

    (اِ.)
    ۱- رودی که در مسیر خود از بلندی به پایین فرو ریزد.
    ۲- سنگ مشبک که بر دهانه ناودان‌ها نصب کنند.
    ۳- یکی از حرکات حمله‌ای در والیبال و پینگ پنگ و تنیس، پرش و زدن توپ از بالای تور به زمین حریف با زاویه‌ای تند. (فره).

      آبشخور

      (بِ خُ) (اِمر.) = آبشخوار. آبشخورد:
      ۱- جای خوردن یا برداشتن آب.
      ۲- ظرف آبخوری.
      ۳- منزل، مقام.
      ۴- بهره، قسمت.
      ۵- سرنوشت.

        پیمایش به بالا