شیرمست

(مَ) (ص مر.) برّه گوسفند یا بز که شیر بسیار خورده و فربه گشته باشد.

    شیره

    (رِ)(اِ.)۱ – عصاره، افشره.
    ۲- ماده مخدری که از جوشاندن و صاف کردن سوخته‌های تریاک به دست می‌آورند.

      شیروانی

      (ص نسب.)
      ۱- پوششی که با چوب، حلب و آهن روی سقف بعضی از خانه‌ها سازند.
      ۲- نوعی خیمه چهارگوش.

        شیروخورشید

        (رُ خُ) (اِمر.) نقش شیری ایستاده و شمشیر در دست که خورشیدی از پشتش می‌دمد و تا پیش از انقلاب اسلامی نشان رسمی دولت ایران بود.

          شیرین

          (ص نسب.)
          ۱- هر چیزی که طعم قند و شکر داشته باشد.
          ۲- هر چیز مطبوع و لطیف و دلپذیر.
          ۳- (عا.) تمام، کامل.
          ۴- رونق، رواج.
          ۵- (اِ.) از نام‌های زنان.

            شیرین بیان

            (بَ) (اِمر.) گیاهی است علفی و پایا از تیره سبزی آساها. رنگ گل‌هایش مایل به آبی. ریشه و ساقه آن مصرف دارویی دارد.

              Scroll to Top