صاحب خبر

(~. خَ بَ) [ ازع. ] (ص مر.)۱ – مطلع، آگاه.
۲- خبرنگار.
۳- پرده دار.
۴- جاسوس.
۵- نقیب.
۶- فرستاده، سفیر.

    صاحب دل

    (~. دِ) [ ع – فا. ] (ص مر.)
    ۱- دارای قریحه هنری و حساس.
    ۲- اهل حال، عارف (تصوف).

      صاحب عزا

      (~. عَ) [ ع. ] (ص مر.) آن که یکی از خویشاوندان نزدیکش فوت کرده، عزادار.

        صاحب قران

        (~. قِ) [ ازع. ] (ص مر.) = صاحب القران: نیک طالع، خوش اقبال، کسی که در هنگام نطفه بستن یا به دنیا آمدنش، سیاراتی در قِران بوده باشند.

          صاحب نسق

          (~. نَ سَ) [ ازع. ] (ص مر. اِمر.) ماموری دولتی که موظف به تنظیم فهرست قیمت‌های جاری و مسکوکات بود.

            صاحب نظر

            (~. نَ ظَ) [ ع. ] (ص مر.)
            ۱- آن که در امر یا اموری دارای نظر صایب است.
            ۲- دیندار، متدین.
            ۳- عارف.

              Scroll to Top