ارعاء

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) رویانیدن گیاه، چرانیدن ستور.۲ – گوش دادن به سخن کسی.
۳- بخشودن.
۴- (مص ل.) شرم داشتن.

    ارعد

    (اَ عَ) [ ع. ] (ص.) رعدزده، برق زده.

      ارغام

      ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- به خاک مالیدن، بینی کسی را به خاک مالیدن.
      ۲- خوار کردن.
      ۳- خشم گرفتن.

        ارغشتک

        (اَ غُ تَ) (اِ.)
        ۱- نوعی بازی دختران و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کف‌های دست‌ها را بر سر زانوها مالند و چیزهایی گویند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهند و کف‌های دست‌ها را بر هم زنند.
        ۲- آوازی که با سودن انگشتان به یکدیگر برآورند برای نشان دادن خوشحالی و شادمانی، بشکن، انگشتک.

          پیمایش به بالا