صدابرداری

(~ بَ) [ ع – فا. ] (حامص.) ضبط یا پخش صدای کسی یا چیزی هنگام اجرای برنامه با استفاده از دستگاه‌های مخصوص.

    صداع

    (صُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- دردسر.
    ۲- موجب زحمت.
    ۳- مزاحمت.

      صداقت

      (صَ قَ) [ ع. صداقه ]
      ۱- (مص ل.) دوستی داشتن.
      ۲- (اِمص.) دوستی.

        صداگذاری

        (~. گُ) [ ع – فا. ] (حامص.)
        ۱- ضبط صداهای مناسب هر یک از هنرپیشه‌ها یا موسیقی متن فیلم و هماهنگ کردن نوارهای صدا با نوار تصویر.
        ۲- افزودن صدای مناسب به فیلم.

          صدر

          (صَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سینه.
          ۲- اول هر چیزی.
          ۳- بالا، طرف بالا.
          ۴- پیشوا، بزرگ. ج. صدور.

            صدراعظم

            (~ اَ ظَ) [ ع. ] (اِ.) رییس الوزراء، نخست وزیر، خواجه بزرگ (قاجاریان).

              صدرنشین

              (~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
              ۱- بالا دست نشین.
              ۲- مقدم، پیشوا.

                Scroll to Top