صحو

(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) هوشیار شدن.
۲- (اِمص.) هوشیاری، مقابل سُکر به معنی مستی.

    صحیح

    (صَ) [ ع. ]
    ۱- (ص.) تندرست، سالم.
    ۲- بی عیب، درست.
    ۳- مطابق با حقیقت یا واقعیت.
    ۴- صفر و اعداد مثبت و منفی که جزء اعشاری نداشته باشند.
    ۵- (اِ.) نام هر یک از کتاب‌های شش گانه اهل تسنن که در برگیرنده احادیث اسلامی است: صحیح بخاری.

      صحیفه

      (صَ فَ یا فِ) [ ع. صحیفه ] (اِ.)
      ۱- نامه، کتاب.
      ۲- ورق.

        صخر

        (صَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- تخته سنگ.
        ۲- نام دیوی که انگشتر حضرت سلیمان را دزدید.

          صخره

          (صَ رِ) [ ع. صخره ] (اِ.) سنگ بزرگ و سخت.

            صد

            (صَ) [ په. ] (اِ.)
            ۱- ده برابر ده (۱۰۰).
            ۲- خیلی زیاد. ؛ ~ تا یه غاز بی ارزش، مبتذل. ؛ ~پاره چاک چاک، پاره پاره. ؛ ~ البته به طور حتم، مسلماً، قطعاً.

              صد

              (صَ دّ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) برگردانیدن.
              ۲- (مص ل.) اعراض کردن، دوری کردن.

                صد

                در صد (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) قطعاً، بی – شک.

                  صدا

                  (صَ یا ص) [ ع. ] (اِ.)۱ – پژواک، انعکاس صوت.
                  ۲- بانگ، آواز.
                  ۳- آن چه که شنیده می‌شود. ؛ ~ی چیزی را درنیاوردن کنایه از: درباره آن با کسی سخن نگفتن و رازش را فاش نکردن. ؛ ~ی کسی را درآوردن کنایه از: موجب خشم و اعتراض او شدن. ؛~ی کسی از جای گرم درآمدن کنایه از: غافل و بی خبر بودن، از دشواری‌ها خبر نداشتن.

                    Scroll to Top