صرف
(صَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گردانیدن، برگردانیدن.
۲- منصرف کردن.
۳- به کار بردن.
۴- سره کردن زر و سیم.
۵- تبدیل پولی به پول دیگر
۶- سود.
(صَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گردانیدن، برگردانیدن.
۲- منصرف کردن.
۳- به کار بردن.
۴- سره کردن زر و سیم.
۵- تبدیل پولی به پول دیگر
۶- سود.
(~.) [ ع. ] (اِ.)۱ – گردش، گردش روزگار.
۲- علمی که به بحث درباره اشتقاق و صیغههای کلمات عربی میپردازد.