صفیحه
(صَ حَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شمشیر پهناور.
۲- سنگ پهن.
۳- روی پهن هر چیزی.
(صَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- چرخ (جان.).
۲- هر مرغ شکاری از باز، شاهین و جز آن ؛ ج. اصقُر صُقور، صِقار، صِقاره، صُقر.
(صَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- زدن کسی را، پا بر کسی زدن.
۲- بر خاک انداختن کسی را.
۳- رسیدن آتش آسمانی به کسی، بیهوش کردن صاعقه کسی را.