صقیل

(صَ) [ ع. ]
۱- (ص.) زدوده شده، جلا یافته.
۲- (اِ.) شمشیر زدوده.

    صک

    (صَ) [ معر. ] (اِ.)
    ۱- چک، برات.
    ۲- نامه، قباله ؛ ج. اصک، صکوک، صکاک. ؛لیله ~ الف – شب برات، شب نیمه شعبان. ب – نوشتن چک را.

      صکاک

      (صَ کّ) [ ع. ] (ص فا.) کسی که قباله‌های شرعی نویسد، قباله نویس، چک – نویس.

        صلاء

        (صَ) [ ع. ] (مص م.) آواز دادن و دعوت مردم برای خوردن طعام یا انجام نماز.

          صلابت

          (صَ بَ) [ ع. صلابه ]
          ۱- (مص ل.) سخت و استوار شدن.
          ۲- (اِمص.) استواری.
          ۳- مهابت.

            صلات

            (صَ) [ ع. ] (اِ.) = صلاه. صلوه:
            ۱- نماز.
            ۲- دعا. ؛ ~ ظهر نماز ظهر.

              صلات

              (ص) [ ع. ] (اِ.) جِ صل ؛ عطاها، جوایز.

                صلاح

                (صَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) نیکی کردن.
                ۲- نیک شدن.
                ۳- آشتی کردن.
                ۴- (اِمص.) نیکوکاری.

                  صلاحیت

                  (صَ یَّ) [ ع. صلاحیه ]
                  ۱- (مص ل.) شایسته بودن.
                  ۲- (اِمص.) شایستگی.

                    Scroll to Top