صلی اللهعلیه و آله

(صَ لَ لْ لا هُ عَ لَ هِ وَ لِ هِ) [ ع. ] (شب جم.) درود خداوند بر او و خاندانش باد. (پس از نام پیغمبر (ص) برای احترام بیان می‌شود).

    صلیب

    (صَ) [ معر. ]
    ۱- خاج، چلیپا. داری به شکل ~ که حضرت عیسی (ع) را به آن آویختند.
    ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی جنوبی. ؛ ~ سرخ مؤسسه‌ای جهانی با نشانه‌ای به شکل صلیب و به رنگ سرخ که کارش یاری رساندن به آسیب دیدگان از جنگ یا بلایای طبیعی است.

      صم

      (صُ مّ) [ ع. ] (ص.) ج. اصم ؛ کرها. ؛ بکم کر و لال. مجازاً به معنی کاملاً خاموش و ساکت.

        صماء

        (صَ مّ) [ ع. ] (ص.) مؤنث اصم.
        ۱- زنِ کر.
        ۲- سخت و محکم.

          صماخ

          (ص) [ ع. ] (اِ.) پرده گوش، سوراخ گوش.

            صمد

            (صَ مَ) [ ع. ] (ص.)بی نیاز، آن که دیگران به او نیازمندند. از صفات خداوند.

              صمصام

              (صَ) [ ع. ] (اِ.) شمشیر برنده، تیغی که خم نشود.

                صمغ

                (صَ) [ ع. ] (اِ.) مایع چسبناک و لزجی که از بدنه برخی درختان خارج می‌شود.

                  Scroll to Top