صلصله

(صَ لْ صَ لَ یا لِ) [ ع. صلصله ] (اِ.)
۱- صدای جرس.
۲- صدای به هم خوردن زیور یا آهن و زنجیر.

    صلع

    (صَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) ریختن موهای جلوی سر.
    ۲- (اِمص.) بی مویی جلوی سر.

      صلعم

      (صَ عَ) [ ع. ] نشانه اختصاری «صلی الله علیه و سلم».

        صلم

        (صَ) [ ع. ] (اِمص.)
        ۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی).
        ۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.

          صله

          (ص لِ) [ ع. صله ] نک. صلت.

            صلوات

            (صَ لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ صلات (صلاه) ؛
            ۱- نمازها.
            ۲- دعاها.
            ۳- درودها.
            ۴- اللهم صلی علی محمد وآله محمد.

              صلواتی

              (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) ویژگی چیزی که برای دریافت آن می‌توان صلوات فرستاد، رایگان.

                Scroll to Top