صنف

(ص) [ ع. ] (اِ.) رسته. ج. اصناف.

    صنم

    (صَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بت.
    ۲- مجازاً: معشوق، زیبارو.

      صنوبر

      (صَ نُ بَ) [ معر. ] (اِ.) درختی است از تیره مخروطیان که همیشه سبز است و جزو درختان زینتی است. برگ‌های متناوب و سوزنی دارد و چوب آن در صنعت خاصه منبت کاری به کار می‌رود.

        صنوج

        (صُ) [ ع. ] (اِ.) جِ صنج.
        ۱- صنج‌ها.
        ۲- حلقه‌های فرد که در دایره دف نهند.

          صنوف

          (صُ) [ ع. ] (اِ.) جِ صنف.
          ۱- انواع، اقسام.
          ۲- دسته‌ها، رسته‌ها.

            صنیع

            (صَ) [ ع. ] (ص.)۱ – ساخته شده.
            ۲- پرورش داده شده.
            ۳- صیقل شده.
            ۴- ماهر در حرفه و پیشه.
            ۵- طعام.

              صهر

              (ص) [ ع. ]
              ۱- (اِمص.) خویشاوندی، قرابت.
              ۲- (اِ.) داماد، شوهرخواهر.

                صهریح

                (صِ) [ معر. ] (اِ.)
                ۱- ساروج.
                ۲- حوض آب.
                ۳- آواز آب.

                  Scroll to Top